سریال قهرمانان سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 13 خرداد ماه سال 1388

سلام آقای رئیس جمهور 

اولا انتخاب جنابعالی رو تبریک عرض می کنم. 

دوما توصیه های برادرانه ای دارم هر چند کم اما امیدوارم فرصت کنید و بخوانید ، اگر هم فرصت نشد امیدوارم کسی به اطلاع شما برساند ، اگر این هم نشد امیدوارم بدون اطلاع هم ،  این توصیه ها در برنامه اجرایی شما جایی داشته باشد : 

رئیس جمهور محترم آینده 

- لطفا دروغ نگویید. 

- آبروی ملت را آبروی خود بدانید. 

- آمار غلط ارائه نکنید چرا که مجامع علمی و محققین از این آمار ارائه شده توسط شما و سازمانهای تحت نظر شما برای انجام تحقیقات شان استفاده می کنند که اگر اشتباه باشد تحقیقات آنها نیز از پایه اشتباه خواهد بود. 

- اگر در دوران ریاست جمهوری اشتباهی مرتکب شدید سعی کنید به آن اشتباه اعتراف کنید نه اینکه به روی خود نیاورید و اطرافیان شما جوری رفتار کنند که کار اشتباه شما را خوب جلوه دهند. 

- به کشاورزی و محیط زیست به اندازه نفت اهمیت دهید چرا که پتانسیل های فراوانی برای کسب در آمد در کشور برای آن وجود دارد.

- وزارت کشاورزی را وزارتی مهم تصور کنید.

- فردی را بعنوان وزیر کشاورزی معرفی کنید که دانش آموخته کشاورزی بوده و دارای تجارب موفق مدیریتی در بخش کشاورزی باشد.  

- به توصیه محققین و اساتید کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست اهمیت دهید.  

- اشتغال فارغ التحصیلان بخش کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست را در اولویت کاری خود قرار دهید.

- و در آخر کشاورزان زحمت کش را بخشی از ملت ایران تصور کنید.

جمعه 30 اسفند ماه سال 1387

سال 87 هم تا دقایقی دیگر رو به اتمام است. ضمن عرض تبریک آغاز سال جدید ، از خداوند متعال برای ایرانیان عزیز سالی توام با عزت ، عافیت ، سلامت ، کامیابی ، سربلندی و پیروزی آرزومندم. در آستانه سال جدید بنده را نیز از دعای خیر خود بهره مند سازید.

سه شنبه 20 اسفند ماه سال 1387

هر وقت صحبت از مهریه میشه من می گم مهریه باید ۱۴ تا سکه بیشتر نباشه و به این حرف هم پایبندم. چند وقت پیش تو جلسه ای بودم این بحث پیش آمد ، یکی از دوستان گفت خیلی بی انصافی اگر خودت دختر داشته باشی حاضری ۱۴ سکه مهریه رو قبول کنی. باید بگم اگر خدا دختری به من عطا کنه از این نظرم بر نمی گردم چرا که اولاْ قرار نیست معامله ای صورت بگیره که نرخی براش تعیین بشه دوماْ اگر قرار بر زندگی سالم و توام با آرامش باشه با یک سکه هم میشه سوماْ خدایی نکرده اگر بنا باشه زندگی زناشویی تداوم نداشته باشه دیگه این عدم آرامش و ناراحتی رو با ده هزار تا سکه هم نمیشه جبران کرد. چهارماْ مهریه سنگین هیچ تضمینی برای تداوم زندگی نیست.

دوشنبه 19 اسفند ماه سال 1387

برای سبزوار می نویسم ، دیار سربداران که از پس گذر زمان گرد و خاک فراموشی بر چهره آن نقش بسته است. کمتر کسی دیگر از مقاومت مردم این دیار در برابر متجاوزان خارجی یاد می کند و یا کسی کمتر از چهره های نامدار آن به خاطر دارد. سزاوار این دیار کهن نیست که این چنین مورد بی مهری قرار گیرد. نارسائی ها و کمبودهایی که در این شهر به چشم می خورد نشان از بی توجهی مسئولین امر در سالهای متمادی دارد. در آخر به مسئولین محترم عرض می کنم که اگر این شهر در تقسیم استان خراسان ، نصیبی نبرد ، لااقل بعد از چند دهه راه آهن تهران مشهد که از تمام شهرهای مسیر عبور می کند از این شهر کهن نیز عبور نماید.

چهارشنبه 16 بهمن ماه سال 1387

دیروز وزیر کشاورزی طی مصاحبه ای اعلام کرد ضریب خودکفایی غذایی کشور از مرز 93 درصد گذشت. از طرف دیگر دولت اعلام کرد تعرفه واردات سیب و پرتغال صفر شد. اصولا وقتی تعرفه محصول صفر می شود که در کشور کمبود عرضه وجود داشته باشد و تولید جوابگوی تقاضای داخلی نباشد. من که قبول کردم 93 درصد ضریب خودکفایی غذایی داریم ظاهرا آن 7 درصد هم مربوط به نبود سیب و پرتغال است. به هر حال نیاز به دیدن دم خروس نیست اگر خود خروس رو هم دیدی به قسم اکتفا کن.

یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387

صبح یکی از روزهای اوایل دهه 70 وقتی وارد مدرسه شدم صدای قرآن از بلندگوی مدرسه پخش می شد. به خاطر رابطه ای خوبی که با ناظم مدرسه داشتم رفتم تو دفتر و با هم مشغول صحبت شدیم. در حال صحبت بودیم که دیدم آقایی وارد دفتر مدرسه شد و با حالت اعتراض گفت جناب، خدایی نکرده کسی فوت کرده یا اتفاقی افتاده دم صبح قرآن گذاشتید. ناظم مدرسه هم گفت خدا رو شکر هیچکدوم ولی هدفمون اینه که بچه ها روز تحصیلی اشون رو با کلام خدا آغاز کنند. اون آقا گفت ما همسایه شما هستیم وقتی قرآن پخش میشه، ما خیال می کنیم کسی فوت کرده و اینجا مراسم ختمه. بنده خدا ناظم مدرسه ما، ضبط رو خاموش کرد و دیگه این کار رو انجام نداد، تا همسایه های محترم که در یکی از محلات اعیان نشین تهران بودند روح لطیفشون جریحه دار نشه.
شنبه 25 آبان ماه سال 1387

در دوره تحصیلات تکمیلی روابط بین استاد و دانشجو به تبع شرایط ، بیشتر جنبه پژوهشی به خود گرفته و استاد و دانشجو در واقع بعنوان پژوهشگر و همکار پژوهشی شناخته می شوند. برنامه و تکلیف اصلی این دوره انجام یک طرح پژوهشی و تحقیقاتی با هدف اختراع ، اکتشاف و یا ارائه طریقی جهت رفع معزلی خاص، توسط دانشجو و با همکاری اساتید بعنوان استاد راهنما و استاد مشاور می باشد. هرچند وظیفه اصلی در انجام پایان نامه بر دوش دانشجوست و فقط باید از راهنمایی و مشورت اساتید استفاده نماید، ولی به جرات می توان گفت که اگر کمک و راهنمایی دانشجویان مقاطع بالاتر نباشد بیش از نیمی از پایان نامه ها بر زمین خواهد ماند. از این مطلب که بگذریم ، در برخی از دانشگاه های مطرح کشور به لحاظ سطح علمی بالا، دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی را مجبور به ارائه حداقل 2 مقاله از پایان نامه می کنند. بی شک این کار به نفع دانشجو، استاد و دانشگاه است، اما نکته مهم اجباری کردن ذکر نام اساتید در اول مقاله هاست. براساس ضوابط موجود در مجامع علمی نام هر فردی اول آورده شود امتیاز بیشتری خواهد داشت و بعنوان پژوهشگر اصلی آن تحقیق شناخته می شود. متاسفانه همت و زحمت اصلی با دانشجوست ولی امتیاز آن به نفع استاد. این یک نوع بیگاری علمی است که باید تجدید نظری در آن صورت گیرد. جالب اینجاست که وقتی این مقالات به نشریات علمی - پژوهشی فرستاده و سپس بعد از چند سال (که خود قصه طویلی دارد) توسط دفتر نشریه برای اصلاح عودت داده می شود باز این دانشجوست که باید آن را اصلاح کند نه فرد اول مقاله.

چهارشنبه 15 آبان ماه سال 1387

در حالی که فصل برداشت زعفران آغاز شده و کشاورزان زحمت کش در حال برداشت زعفرانند ، ناگاه قیمت این محصول با افزایش چشمگیر و بدون دلیلی مواجه شد (کیلویی 2 میلیون تومان تا 4 میلیون تومان). به چه دلیل و چرا هنوز مشخص نیست. برخی علت افزایش قیمت زعفران را به خشکسالی و کمی آن نسبت می دهند. هر چند کاهش محصول می تواند بر افزایش قیمت اثر گذار باشد اما مطمئنا علت اصلی نخواهد بود. کاهش محصول در چند ماه گذشته مشخص بود و اکثر افرادی که در مناطق زعفران خیز هستند مطلع بودند که بعلت مسائل آب و هوایی امسال کاهش تولید داریم. چرا یک ماه یا دوماه پیش این اتفاق رخ نداد و قیمت افزایش پیدا نکرد. تا جایی که بنده مطلعم بیش از 3 ماه است که قیمت حوالی 2 میلیون تومان می باشد. مشکل را باید در جای دیگر یافت ، مشکل نشأت گرفته از وجود دلالان ثروتمندی است که با سلف خری با قیمت کم و یا خرید مقدار زیادی زعفران نبض بازار را در دست گرفته اند و قیمت را به اختیار خود افزایش می دهند.  متاسفانه با قیمت فعلی بازارهای صادراتی و داخلی غیرفعال شده و اکثر افراد فعال در این زمینه بازار خود را از دست داده اند. این افزایش قیمت علت اصلی دیگری دارد و آن هم عدم کفایت لازم در مدیریت زعفران توسط وزارت کشاورزی است. متاسفانه معلوم نیست مسئولین زعفران در وزارت کشاورزی چرا انقدر بی تدبیرانه در حال برنامه ریزی برای این محصول هستند و آیا اصلا برنامه ریزی صورت می گیرد؟ البته بر مسائل مربوط به صادرات این محصول نیز اشکالات اساسی وارد است که ان شاء الله در وقت دیگری به آن می پردازم. ولی در حال حاضر مشکل اساسی مشکل قیمت این محصول در بازار داخلی است که باید برای آن تدبیری اتخاذ نمود.

شنبه 20 مهر ماه سال 1387

فکر این بودم چی می شد جای این همه تابلوهای راهنمایی و رانندگی و بیلبوردهای تبلیغاتی یه تابلویی با زمینه قرمز تو خیابونها نصب می کردند که روی اون نوشته بود لطفا دروغ نگوئید. متاسفم که باید به این نکته اعتراف کنم که تو کشور ما دیگه دیوار حرمت دروغ گویی شکسته شده  و اکثرمون بدون درنظر گرفتن شئونات انسانی، اخلاقی و شرعی داریم دروغ می گیم. دروغ یکی از گناهان بزرگ است به هر رنگی یا هر نحوی که گفته شود. اینکه بعضی ها با اسم مصلحتی یا تقیه دروغ شون رو رنگ شرعی می زنند، بنظرم کثیف ترین کار ممکن رو می کنند، چرا که اولا دروغ می گویند دوما مطمئنا نمی تونند مصلحت رو تشخیص بدهند و ثانیا  به کار گناه خودشون رنگ تشرع می زنند. اینکه چرا دروغ تو کشور ما زیاد شده در این مجال نمی گنجه و کار من هم نیست که بیام تحلیل کنم، ولی در همین اندازه میدونم که وقتی در سطوح مدیریتی کشور توسط مدیران و مسئولان مختلف به راحتی دروغ گفته می شود، خود به خود جواز گفتن آن در سطوح دیگر جامعه نیز صادر می شود (نمونه بارزش آمار ارائه شده دو سه ساله اخیر مخصوصا نرخ تورم).  نتیجتا بهتره غیر از خیابونها تو دفاتر آقایون مسئول هم تابلویی نصب کنند با نوشته : لطفا دروغ نگوئید حتی شما مسئول محترم!

چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387

واقعا بعضی از تصمیمات و نظرات مدیران شاهکاره. یه وزیر می گه اگر بخواهیم در تولید برنج خودکفا بشیم باید کمتر برنج بخوریم که هم صرفه جویی کرده باشیم هم سرانه مصرف برنج را پایین بیاریم بعدش هم خودکفا بشیم. یکی دیگه از وزرا عرایض شاهکارشون تابستونی و زمستونیه. تو زمستون میگه گاز مصرف نکنید و مثل اجدادتون با هیزم خودتونو گرم کنید چون گاز کمه بعد چون گاز کمه برقم کم میشه در نتیجه شما از نوع صرفه جویی هر کاری هم بکنید  باز هم گاز قطع میشه هم برق قطع میشه. تو تابستون هم میگه ملت آب نداریم آب کم بخورید و مصرف کنید تا صرفه جویی بشه چون آب نداریم برق هم نداریم هم آب قطع می شه هم برق قطع میشه. جالب اینجاست برنامه هفتگی برای قطعی برق میدن. اینطوری پیش بریم باید برنامه هفتگی قطعی گاز، تلفن ، آب و شاید هم نفس کشیدن را داشته باشیم. در آن وقت یادتون باشه زیاد تنفس نکنید چون ممکنه برقتون هم قطع بشه.

دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387

مثلث شیشه ای هم چند روز پیش تمام شد. برنامه ای که مهمترین هدفش فرهنگ سازی و ایجاد فضای پذیرش نقد در جامعه بود، نتوانست در مقابل انتقاد شوندگان ادامه پیدا کند و با سنگ پرانی ها، مثلثش ترک برداشت و شکست. جذابیت مثلث شیشه ای که در راستای تداوم برنامه های شیشه ای قبلی روی آنتن رفت تا حدود زیادی مدیون اجرای زیبا و چالشی رضا رشیدپور بود. به طور حتم ورود به عرصه های اجتماعی و سیاسی عامل اصلی اتمام این برنامه گردید. وجود این سری برنامه ها که به فرهنگ انتقاد پذیری در جامعه کمک می کند می تواند روزنه امیدی جهت اصلاح امور مدیریتی کشور باشد هرچند تحمل ها هنوز کم است. متاسفانه ورود به عرصه های اجتماعی و سیاسی خط قرمزی است که افراد اجازه حضور و اظهار انتقاد در آن ندارند و فقط زمانی می شود از مدیری انتقاد کرد که دیگر در عرصه مدیریتی حضور ندارد. باید با فرهنگ سازی فضای نقد را در جامعه رونق بخشید. امیدوارم حضور برنامه های شفاف ساز در عرصه های مختلف نظیر عرصه های اجتماعی و سیاسی تداوم داشته باشد تا هر تصمیم و عملکرد مدیری در زمان مدیریتش در حضور مردم توسط کارشناسان و منتقدان مورد بررسی قرار گیرد. 

جمعه 31 خرداد ماه سال 1387

بدینوسیله به اطلاع دوستان عزیز وبلاگ نویس می رساند نظر به وجود برخی مباحث پیش آماده و عدم تامین بودجه برای برگزاری این همایش و پیشنهاد مثبت سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران جهت برگزاری همایشی در تجلیل از فعالین رسانه های بخش کشاورزی و منابع طبیعی ، تصمیم بر این شد تا دومین همایش وبلاگ نویسان کشاورزی و منابع طبیعی نیز در این همایش ادغام گردد. زمان برگزاری این همایش متعاقبا توسط سایت سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران به آدرس www.anreo.com اعلام می گردد.

چهارشنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1387

با عرض سلام. با عنایت به نقش وِیژه کشاورزی و منابع طبیعی در رونق اقتصادی و اثر گذاری آن در توسعه کشور، توجه و همت در جهت اعتلای این بخش می تواند آثار مفیدی به همراه داشته باشد. این توجه می تواند از حوزه های مختلفی انجام پذیرید که در این میان ورود دنیای مجازی در بخش کشاورزی و منابع طبیعی یکی از موارد مهم آن می باشد. حضور وبلاگها و وب سایتهای کشاورزی و منابع طبیعی به غیر از اطلاع رسانی توانسته خط مشی مهمی برای تصمیم سازان و تصمیم گیران این حوزه باشد. بنا به ضرورت این مهم، سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران با همت تعدادی از وبلاگ نویسان در آبان ماه ۱۳۸۵ اقدام به برگزاری نخستین همایش وبلاگ نویسان کشاورزی و منابع طبیعی نمود که الحمدا... با استقبال خوب و کم نظیری از سوی وبلاگ نویسان و مدیران وب سایتهای کشاورزی و منابع طبیعی مواجه گردید. در راستای تداوم این حرکت ارزشمند و با ابراز علاقه وبلاگ نویسان و مدیران وب سایتهای کشاورزی و منابع طبیعی تصمیم بر این است تا با عنایت خداوند متعال و یاری دوستان دومین همایش وبلاگ نویسان و مدیران وب سایتهای کشاورزی و منابع طبیعی در روزهای سوم و چهارم مردادماه سال ۱۳۸۷ برگزار گردد. ان شاء الله

دوستان علاقمند، برای پیگیری اخبار دومین همایش به این وبلاگ مراجعه نمایید

پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387

نمونه اول : چهارشنبه هفته پیش از شرکت پارس خودرو با من تماس گرفتند. کمی تعجب کردم، اون طرف خط یه خانمی بود که گفت در رابطه با ایمیلی که زده بودید تماس گرفتم. یه کم فکر کردم یادم اومد بیش از ۲ ماه پیش یه ایمیل به شرکت پارس خودرو زده و از نحوه واگذاری خودرو و عدم پاسخگویی آنها شکایت کرده بودم. به طرف گفتم خسته نباشید من اصلا یادم نبود مشکلی داشتم و همینطور تازه یادم اومد شرکتی به نام پارس خودرو هم وجود داره. نمونه دوم : یادم میاد سال ۸۴ وقتی سایت اینترنتی شرکت توسعه کشت دانه های روغنی را ه اندازی شد، مدیر امور زراعی شرکت از من خواست  بعنوان یک دانشجو و با اسم مستعار ایمیلی برای دریافت آمار و ارقام دانه روغنی کلزا به شخص ایشون بزنم. بیش از یک ماه گذشته بود که دیدم نامه ای از طرف مدیر امور زراعی شرکت به من ارجاع شد. نامه، پرینت ایمیل من بود که بعد از رویت و پاراف ۴ نفر از مدیران شرکت و گذشت بیش از یک ماه به دست مدیر امور زراعی رسیده بود. این دو خاطره رو گفتم تا ثابت کنم اگر کاری، درخواستی، خواهشی و چیزی از این قبیل از مسئولین دارید ایمیل نزنید.

سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387

با سلام و عرض تبریک سال جدید به تمام هموطنان عزیزی که در آغاز این سال مرغ کیلویی ۲۹۰۰ تومان و برنج کیلویی ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان و گوشت گوسفندی کیلویی ۸۰۰۰ تومان میل فرمودند و در سفرهای نوروزی بنزین لیتری ۴۰۰ تومان استفاده نمودند. بگذریم این داستان سر دراز دارد. بقول قدیمی ها هر چه نکوست از بهارش پیداست. فقط قصدم عرض ادبی بود به خوانندگان محترم و تبریک سال نو ، امیدوارم با بذل توجهات حضرت حق سالی توام با برکت ، عزت ، سربلندی و سلامتی داشته باشید.